ابن البلخي

43

فارسنامه ابن بلخى ( فارسى )

[ مقدمه ابن بلخى ] بسم اللّه الرّحمن الرّحيم « 1 » و به نستعين [ 1 f ] سپاس و آفرين مر خداى را ، كه بدايع صنع او را غايت نيست و هستى او را بدايت و نهايت نيست ، آفرينندهء زمين و زمان [ 1 ] و صانع كون و مكان و برگزينندهء آدميان بر انواع حيوان بدانچ [ 2 ] ايشان را ارزانى داشت از فضيلت نطق و بيان ، تا به چشم خرد ، در آفريده‌ها نگرد و بر هستى آفريدگار گواهى دهد ، رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلًا ، سُبْحانَكَ ، فَقِنا عَذابَ النَّارِ [ 3 ] . و درود خداى باد بر محمّد عربى و رسول قرشى كه خاتم انبيا و بهترين اصفيا و راه نماى خلق ، به طريق هدى و شفاعت خواه امّت به روز جزا است [ 4 ] و برگزيدگان آل و اصحاب او . [ 5 ]

--> ( 1 ) . P : « و به نستعين » را ندارد .